بنر سایت
 
1399/9/29 شنبه
پنجم جمادی الاولی برابر با سی ام آذر ماه ولادت حضرت زينب (س) و روز پرستار را گرامی می داریم




حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده، و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.
پدر بزرگوار آن حضرت، حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها مي باشد.
همسر گرامى آن حضرت، عبداللّه فرزند جعفر بن ابیطالب، بود. براى آن بانوى بزرگوار سه پسر به نامهاى على، عون، و جعفر و یك دختر به نام ام كلثوم ذكر شده است.
پرستارى مادر
روزهايى بر حضرت فاطمه زهرا (س ) گذشت كه بر اساس دردهاى فراوان حدود90 روز بسترى بود. ناگفته پيداست كه چنين بيمارى نياز به پرستار دارد، لذا حضرت زينب در سن 5 سالگى از مادر پذيرايى و پرستارى مى كرد و متاءسفانه طولى نكشيد كه به فراق مادر مبتلا گرديد.

هوش و ذكاوت
صاحب كتاب اساور من ذهب درباره حافظه و ذكاوت آن بانوى بزرگوار چنین مي نویسد:
در اهمیت هوش و ذكاوت آن بانوى بزرگوار همین بس كه خطبه طولانى و بلندى را كه حضرت صدیقه كبرى فاطمه زهرا صلوات اللّه و سلامه علیها در دفاع از حق امیرالمؤمنین علیهالسّلام در حضور اصحاب پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایراد فرمودند، حضرت زینب علیها السلام روایت فرموده است.
و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر مي كند. چنانچه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل مي نویسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه سلام اللّه علیها را از حضرت زینب سلام اللّه علیها روایت كرده و مي گوید: حدثتنى عقیلتنا زینب بنت على علیهالسّلام.
دقت كنیم كه حضرت زینب علیها السلام با اینكه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا كمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء كه محتوى معارف اسلامى و فسلفه احكام و مطالب زیادى است را با یك مرتبه شنیدن حفظ كرده، و خود یكى از راویان این خطبه بلیغه و غراء مي باشد. 

فصاحت و بلاغت
كلمات دربار و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایى كه از آن حضرت روایت شده خود قوىترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار مي باشد. همان بانویى كه امام سجاد علیهالسّلام در حق ایشان فرمودند: «اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى كه بشرى تو را تفهیم ننموده است».
در اینجا مرورى كوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكى از بزرگترین حركت هاى آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنى امیه را به شدّت لرزاند مي كنیم:
به خدا قسم اى یزید، هر چه كردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا كه تو جز پوست خود نشكافتى و جز گوشت خود ندریدى.
اى یزید! در آن روزى كه خداوند بدن هاى پاك شهیدانمان را حاضر مى كند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم وارد خواهى شد، امّا مي دانى در چه حالى؟ در حالیكه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین برده اى. آرى اى یزید! از این پیروزى ظاهرى كه به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزیزان را كه در كربلا به خاك و خون كشیده اى، مغلوب و مرده مپندار. كه خداوند مى فرماید: (كسانى را كه در راه خدا شهید شده اند مرده مپندارید. بلكه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى مي خورند).آل عمران: 169
و اى یزید! براى تو همین بس كه حاكم در آن روز خداوند، و دشمن تو پیامبر خدا، و یاور و پشتیبان اهل بیت جبرئیل باشد. و به زودى كسى كه این مقام را براى تو زینت داده و تورا بر گردن مسلمین سوار كرده است (یعنى معاویه)، خواهد دانست كه چه جانشین بدى براى خود تعیین كرده و در روز جزا درخواهید یافت كه بدترین مكان از آنِ كیست؟ و بدبختى و ضعف و زبونى شامل چه افرادى خواهد شد.

عقيله بنى هاشم
در برخى روايات است كه او را مجلس علمى بود و زنان به قصد آموختن احكام دين نزد او مى رفتند. اين صفات برجسته كه براى هيچ يك از زنان معاصر او فراهم نشده است ، زينب را از ديگران ممتاز ساخت ؛ چنان كه او را (( عقيله بنى هاشم )) مى گفتند و از وى حديث فرا مى گرفتند.
ابن عباس از او حديث كند و گويد: (( عقيله ما، زينب دختر على (ع ) حديث كرد... و اين لقب بر او ماند؛ چنان كه به عقيله معروف گشت و فرزندان وى را بنى عقيله گفتند. ))
ازدواج با عبدالله بن جعفر
وقتى كه زینب به سن ازدواج رسید، على براى او كسى را كه در شرافت خانوادگى ‏شایستگى همسرى او را داشت ‏برگزید، خواستگاران فراوانى از جوانان محترم و ثروتمند بنى‏ هاشم و قریش براى زینب مى‏ آمدند، ولى براى نوگل خاندان پیغمبر و بانوى خردمند بنى ‏هاشم، عبدالله‏ بن جعفر از همه شایسته ‏تر بود.
پدر عبدالله، جعفربن ابى ‏طالب است كه ذوالجناحین (داراى دو بال) و ابوالمساكین (پدر بینوایان) لقب یافت. جعفر، برادر تنى على و محبوب پیغمبر بود.
شوهر زینب، عبدالله‏ بن جعفر، در حبشه متولد شد، عبدالله، نخستین نوزاد است ‏از مسلمانان مهاجر به حبشه كه در آن دیار به دنیا آمده است.
ابن حجر در اصابه  نقل مى ‏كند كه رسول خدا فرمود:
خوى و خلقت عبدالله به‏ من مى ‏ماند» سپس دست راست عبدالله را گرفته و چنین فرمود: «بارالها! خاندان جعفر را برقرار بدار و كسب و كار را براى عبدالله مبارك گردان‏.
این جمله را سه بار مكرر مى ‏كند. و سپس مى ‏فرماید: من در دنیا و آخرت سرور آن ها هستم.‏
عبدالله مردى بود بزرگ، جوان مرد، دلیر، پاك‏دامن، و مركز جود و سخا نامیده ‏شد; احسان فروشى نمى‏ كرد و نیكى را نمى ‏فروخت و هیچ مستمندى را از درخانه‏ اش ناامید بر نمى‏ گردانید. محمدبن‏ سیرین مى ‏گوید:

بازرگانى شكر به مدینه آورد و به فروش نرفت. این خبر به عبدالله بن جعفر رسید. به پیش‏كارش فرمان داد كه آن شكر را بخرد و به مردم ببخشد.
پس از گذشتن ده‏ ها سال، زینب از خانه بیرون مى ‏آید و مصیبت‏ جانگداز كربلا او را به ما نشان مى ‏دهد و كسى ‏كه او را به چشم دیده براى ما وصفش‏ مى‏ كند و چنین مى ‏گوید - چنان كه طبرى نقل كرده است: گویا مى ‏بینم زنى را كه مانند خورشید مى ‏درخشید و با شتاب از خیمه ‏گاه بیرون مى ‏آمد .
پرسیدم: او كیست؟ گفتند: زینب دختر على ‏است.
اما شخصیت زینب، بهتر است كه - در این جا نیز - منتظر شویم تا این كه حوادث‏از دلیرى و پاى‏دارى او پرده بردارد، و او را در بهترین نمونه از دلاورى و زیربار ظلم‏نرفتن و بزرگ منشى به ما بنمایاند.
به همین زودى تعجب مورخان از ایستادگى زینب و استقامت او در برابر یزید بن ‏معاویه آشكار مى‏ شود.
ابن حجر در اصابه براى ما مطلبى نقل مى ‏كند كه از قدرت زینب در سخن و نیرومندى ‏اش در استدلال خبر مى‏ دهد. 
و در آینده نزدیكى مردم آن عصر در كربلا و در مجلس استان‏دار كوفه و مجلس‏ یزیدبن معاویه سخنانى از زینب مى ‏شنوند كه فصاحت و بلاغتش همه را متعجب‏ مى‏ كند، به همان اندازه‏ اى كه امروز ما را به تعجب مى ‏اندازد و همگى به فوق ‏العادگى ‏او و سخنورى او و سحر بیانش گواهى مى‏ دهند.
جاحظ در كتاب البیان و التبیین از خزیمه اسدى نقل مى‏ كند:
پس از شهادت امام حسین وارد كوفه شدم و سخنان پر مغز و شیواى زینب را شنیدم، من ناطق‏تر و گوینده ‏تر از او زنى را ندیدم. گویا از زبان امیرالمؤمنین على ‏بن ‏ابى‏ طالب سخن مى‏گفت.
این شمایل زینب است‏ به طورى كه او را در كربلا دیده‏ ایم، و چنان كه در زمان‏ جوانى ‏اش نمونه ‏اى از فضایل براى ما نمایان شده، زیرا مى ‏شنویم كه او در مهربانى و رقت قلب به مادرش و در دانش و پرهیزگارى به پدر مانند بوده.
و چنان كه بعضى از روایات مى ‏گوید: زینب داراى مجلس علمى ارجمندى بوده كه زنانى كه مى ‏خواستند احكام دین را بیاموزند، در آن مجلس حاضر مى ‏شده و كسب‏ دانش مى ‏كرده‏اند.
صفات برجسته‏ اى در زینب جمع بوده كه هیچ یك از زنان عصر او دارا نبوده ‏اند،لذاست كه «بانوى خردمند بنى ‏هاشم‏» گردید. ابن‏ عباس كه از او روایت مى‏ كند، مى‏ گوید: «بانوى خردمند ما زینب دختر على چنین گفت‏».
زینب، بدین لقب به طورى معروف شده بود كه وقتى «بانوى خردمند» مى‏ گفتند، زینب فهیمده مى‏ شد. فرزندان او به چنین لقبى افتخار مى ‏كردند و به «زادگان بانوى‏ خردمند» شناخته شده بودند.
 
 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
نسخه قابل چاپ
بيشتر