1398/5/19 شنبه
تبعید آیت الله خامنه ای به شهرستان جیرفت (1356)

از زبان جيرفتي‌ها

سال‌ها بعد وقتي اهالي جيرفت از دوره اقامت آقاي خامنه‌اي در اين شهر ياد كردند، گفتند كه وي ابتدا خانه نجف افشار‌منش و سپس خانه باقرزاده را اجاره كرد. سماور او در هر دو جا روشن و آماده خدمت بود. چاي هميشه مهيا و خودش علاقه‌مند به دم كردن و ريختن چاي و پذيرايي بود. جلسه‌هايي در خانه برپا مي‌كرد كه مشتري عمده آن جوان‌ها بودند. از دور و نزديك به ديدنش مي‌آمدند. يكي از آنها، مظفر بقايي بود. بقايي پيشنهاد كرد، روحانيت از سلطنت دفاع كند و شاه سلطنت نمايد، نه حكومت. پاسخ، منفي بود. در اتاق آقاي خامنه‌اي عكسي از امام بود كه زير آن نوشته شده بود: مبارزه آري، سازش هرگز. خودش نان مي‌خريد. تعارف نفرات جلو صف را براي پيش آمدن و زود رفتن نمي‌پذيرفت. ظاهرش آراسته و در چشم اهالي پاكيزه و مرتب بود. وقتي جوانان پر حرارت جيرفت با او در مورد تخريب و انهدام دستگاههاي شركت كشت و صنعت جيرفت مشورت كردند و گفتند كه اين شركت دولتي فلان و بهمان است، آنان را منع كرد و آن اموال را در شمار بيت‌المال دانست. يك بار سي و هشت هزار تومان به او دادند و خواستند از نفوذش براي خريد اسلحه استفاده كند، اما گفت كه اين پول را بردارند ببرند كتاب بخرند، بين دانش‌آموزان مدارس پخش كنند؛ دستگاه تكثير بخرند، اعلاميه‌هاي ضد حكومتي را در روستاهاي اطراف توزيع نمايند. هنگام خروج از جيرفت، برق مصرفي خانه‌اش را از كنتور برق حساب كرد و مبلغ آن را پرداخت.

برگرفته از کتاب: تبعیدگاه جیرفت، نشر موزه عبرت ایران

 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
بيشتر
نسخه قابل چاپ