بنر سایت
 
  • ارسال به دوستان
  • چاپ
نام ارسال کننده :  
ایمیل ارسال کننده:
نام دریافت کننده :
ایمیل دریافت کننده :  
موضوع ایمیل :
کد تصویری :
 
 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
1396/11/5 پنجشنبه
«سلام بر موزه» دلنوشته‌ای به فاصله‌ی چهل سال

رد می‌شدم دو به شک که بیایم - نیام که خودم را وسط موزه عبرت ایران دیدم. بی‌اختیار همه حواسم معطوف شد به راهنمایی که با آب و تاب تعریف می‌کرد که چه کردند و چه‌ها بر سر اینها و آنها آوردند.
با خودم فکر می‌کردم: راستی ما اشرف مخلوقات خدای بزرگ هستیم، مرد می‌خواهد بیاید و بگوید: «باید شیطان آدم را سجده می‌کرد»
چه معرکه‌ای بوده، فریاد می‌زدند و می‌زدند و ناسزا می‌گفتند و می‌بریدند و می‌شکستند و ...
این آخری را که گفتم نمی‌دانم منظورم سر و کله و دست پا بود یا غرور، آخر هر دو شکستنی‌اند.
درک بعضی از آیات قرآن برایم سخت بود، مثلاً همین آیه «أولئک کالأنعام بل هم اضلّ أولئک هم الغافلون» (اعراف 179) اما وقتی وارد بعضی از اتاق‌های شکنجه این موزه سراسر عبرت شدم انگار تفسیر این عبارت الهی جلوی چشمانم رژه می‌رفت.
حواسمان باشد ابلیس هنوز هم می‌تواند از انسان، حیوانی به مراتب پست‌تر و وحشی‌تر از منوچهری‌ها و حسینی‌ها و تهرانی‌ها و کمالی‌ها و ... بسازد.
«نعوذ بالله من سوء القضاء»

با درود و دعا

 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
بيشتر
نسخه قابل چاپ