1395/11/3 يكشنبه
سر نیزه ای که «نه» گفتن را آموخت

یکی از روزها که نسبتاً حال بهتری داشتم، شروع به قدم زدن در داخل سلول کردم. یکباره تصویر مبهم و گنگی که روی دیوار سلول کشیده شده بود، توجهم را به خودش جلب کرد. جلوتر رفته ، به کمک اندک نوری که سلول را به زحمت روشن کرده بود، با دقت مشغول وارسی تصویر شدم.    یکی از مبارزان خوش ذوقی که مدتی پیش از من در آن سلول بود، تصویر سر یک انسان را روی دیوار کشیده بود که یک سر نیزه زیر چانه ی آن قرار گرفته بود. زیر تصویر این جمله را نوشته بود: « اگر سرت را به علامت پاسخ «بله» پایین بیاوری، این نیزه در گلویت فرو خواهد رفت و اگر برای «نه» گفتن سرت را بالا ببری، از سر نیزه فاصله خواهی گرفت.»

او با ظرافت خاصی سعی کرده بود تا به دیگر مبارزان بیاموزد، باید زیر شکنجه ی بازجویان ایستادگی کرد و تنها راه نجات و پیروزی، مقاومت است.(1)

1- خاطره ای از آقای علی دانش پژوه،کتاب تاریکِ روشن، صفحه 81، انتشارات موزه عبرت ایران
 
 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
بيشتر
نسخه قابل چاپ