1392/12/14 چهارشنبه
رهبر معظم انقلاب: شريعتي مطهري را استاد خود مي دانست
درحالي كه از دادگاه‌هاي فرمايشي روحانيان، علماء متعهد و مبارزان انقلابي، خبري به بيرون درز نمي‌كرد و دفاعياتشان هرگز به دست خانواده‌هايشان نمي‌رسيد، روزنامه‌هاي درباري با چاپ تصوير بزرگ جنايتكار مذكور، با ژست چگوارا، درحالي كه سيگاري بر لب داشت، با تفضيل، از او چهره‌اي انقلابي، با افكاري التقاطي و معجوني از ماركسيسم و اسلام ساختند.
در بلندگوهاي تبليغاتي رژيم، هرآنچه را ساواك، دوست داشت به عنوان شخصيت، عقيده و هدف يك مبارز مطرح كند، اين جاني بالفطره، زحمت آن را كشيد. به همين دليل، شيخ ساده لوح، تا آخر او را يك مبارز واقعي تصور مي‌كرد!
رژيم دست نشانده، به منظور متلاشي كردن شبكه انقلابي شاگردان حضرت امام، توطئه‌هاي بزرگ و پيچيده‌اي را زمينه‌سازي كرده بود.
و چنانچه، لطف خدا و سكوت فرياد گونه و هشدارآميز حضرت امام، آنان را از دام دشمن، نمي‌رهاند، نهضت اسلامي، گرفتار شكاف و چالش عظيمي مي‌گشت. جريان انحرافي و باند هدفي‌ها، لكه ننگي بود كه پس از وارد كردن لطمات بسيار، در نهايت، شرش دامن حامي غافل خود را گرفت و او را از اوج صلاحيت علمي، اخلاقي، پيشينه مبارزاتي، ساده‌زيستي و مسئوليت سياسي اجتماعي، به حضيض اسارت در چاه فتنه شيطاني كشيد.
جريان بيمار آكنده از عقده‌هاي روحي، نفاق، حسادت، خونخواري، قساوت و شرارتي كه وابستگان به آن، همچنان، در ظلمات خود خواسته، گرفتار و از تابش كمترين نور هدايت، به قلب سپاه خويش گريزانند.

توطئه‌ ايجاد اختلاف بين روحانيت و روشنفكران
در مقطع حساس ديگري كه شاگردان حضرت امام خميني، با وحدت و همدلي برخي از روشنفكران مسلمان و متعهد، در امر بيداري و آگاهي‌بخشي به جوانان مسلمان، منشأ توفيقات گسترده‌اي شده بودند، دشمن مكار، براي ايجاد تفرقه بين اقشار روشنفكر متعهد دانشگاهي و روحانيان انقلابي، و بازداري آنان از روشنگري جوانان، و ايجاد مانعي در مسير نهضت اسلامي، وابستگان و عوامل توطئه‌گر خود را، به حريم و حلقه اطرافيان دكتر علي شريعتي و برخي از روحانيان، نفوذ داده، آتش اختلافات را شعله‌ور ساخت.
دكتر شريعتي يك متخصص علوم اسلامي نبود. او تحت تربيت پدر بزرگوارش و بر اثر مراوده و ارتباط با علماي متعهد، در برخي موضوعات ديني به مطالعاتي روي آورد. اشراف به ادبيات فارسي و آشنايي با ادبيات عرب و مطالعه آثار كهن پارسي و عربي و دقت در فنون و صنايع ادبي و زيباشناختي ومطالعه آثار و شاهكارهاي ادبي جهان و ممارست در نوشتن، او را در زمره نويسندگان برتر قرار داد. نثر زيباي دكتر، نقش مؤثري در ترويج انديشه او داشت. مطالعه مستمر برخي از متون اسلامي، دكتر را از يك تحصيلكرده غرب، به متفكري دردمند و مسلماني متعهد و مبارزي وارسته تبديل كرده بود. دكتر از علاقه‌مندان امام خميني و ارادتمند به بزرگاني همچون آيت‌الله مطهري، آيت‌الله بهشتي و آيت‌الله خامنه‌اي بود. در مورد اختلاف او با آيت‌الله مطهري، آيت‌الله خامنه‌اي فرموده‌اند:
«شريعتي به خود من بارها مي‌گفت كه من مريد مطهري هستم. مطهري را استاد خودش مي‌دانست و ستايشي كه او از مطهري مي‌كرد، ستايش يك آشنا به شخصيت عظيم و پيچيده و پرقوام مطهري بود.» اما اين ستايش، از نظر برخي از روشنفكران مشكوكي كه بر طبل اسلام منهاي آخوند كوبيده، دست‌اندركار تفرقه و تقابل بودند، تحمل‌ناپذير بود. دكتر، جريان‌هاي روشنفكري غيرمتعهد را چنين مورد انتقاد قرار مي‌داد: روشنفكران زهوار دررفته‌اي كه از ترس آجان، به نهيليسم پناه مي‌برند، يا براي رفع بي‌آبرويي، پيش رفقا، پشت ناسيوناليسم يا ديگر ايسم‌هاي آبرومند بي‌ضرر غايب مي‌شوند.
دكتر در مقايسه مقاطعي از تاريخ ايران و عملكرد روحانيت تشيع، با كليساي اروپاي قرون وسطي، به علت نداشتن اطلاعات دقيق، و تحت تاثير پروتستانتيسم مسيحي، در بررسي و معرفي روحانيت وابسته به دربار سلاطين، دچار خطا شده، در انتقاد از سلوك سياسي و يا سكوت برخي از علمايي كه از دخالت در سياست، خودداري ورزيده بودند، و نيز در افشاي چهره برخي از آخوندهاي درباري، دچار افراط شده، از اسلام منهاي آخوند سخن گفت و در حق علماي بزرگي چون مرحوم علامه مجلسي(ره) جفا كرد. ترفند و دسيسه‌هاي ساواك، هيجانات ساختگي برخي از روشنفكران مشكوك و جوسازي برخي از منتقدان غيرمنصف را به دنبال داشت. چنان كه مجالي براي نقد علمي فراهم نمي‌شد والبته منصفانه اين است كه در مواردي مثل وساطت شهيد دانش آشتياني براي گفت‌وگوي آيت‌الله مصباح با دكتر شريعتي، از سوي خود وي نيز كوتاهي صورت گرفت. دكتر كه مطالب خود را مصون از اشتباه نمي‌دانست، از يكي، دو تن از متفكران متعهد اسلامي تقاضا كرد، آثارش را بازنگري و نقد نمايند، اما متاسفانه كاري صورت نپذيرفت. مواردي وجود دارد كه عالمان ناصح انتقادي را مطرح كرده‌اند و شريعتي با جان و دل پذيرفته است.
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، در مورد گلايه به دكتر شريعتي، پيرامون اهانت وي به روحانيت، در سال 59 در جمع فضلاي قم فرمودند: «از اين گله و شكايت برادرانه ناراحت شد و گفت جبران خواهم كرد و جبران كرد. چند سخنراني پرشور و تعبيرات درباره حوزه‌هاي علميه و بخصوص، طلاب گوشه‌اي از جبران بود.»

توطئه مشترك ساواك و پيشتازان پرولتاريا
در مقطعي كه تبيين مباني نظري اسلام و نشر معارف ناب اسلامي، در استحكام فكري جوانان مسلمان، و صيانت آنان در مواجهه با آفات، نقش بسيار مؤثري داشت، ساواك به بهانه‌هاي مختلفي، شاگردان حضرت امام و نظريه‌پردازان بزرگ نهضت را، كه با تخصص علمي، فلسفه اسلامي، دانش فقهي، تفسير قرآن و روايات معصومين(ع) و بصيرت خود، قادر بودند، جوانان مسلمان را از افتادن در دام فريب ماترياليسم ديالكتيك باز دارند، روانه زندان‌هاي مخوف كرده بود.
مساجدي چون الجواد، جاويد، جليلي و... ونيز مراكزي مثل حسينيه ارشاد مسدود شده، جوانان از دسترسي به علماي اسلام و روحانيت متعهد محروم گشته بودند. در همين حال ماركسيست‌ها خروارها كتاب، جزوه و مانيفست هزار بار چاپ شده را به راحتي منتشر و توزيع مي‌كردند. اين‌گونه اقدامات برنامه‌ريزي شده ساواك موجب گرديد برخي جواناني كه شناخت و اندوخته علمي ديني آنان به چند كتاب راه طي شده، ذره بي‌انتها، بي‌نهايت كوچك‌ها كار در اسلام و خدا در اجتماع، و فهم‌شان از قرآن به مطالعه سطحي برخي از قسمت‌هاي پرتوي از قرآن محدود مي‌شد و معمولاً از فهم تركيبات و عبارات ساده عربي عاجز بودند و با شركت در چند كنفرانس دكتر شريعتي و مطالعه چند كتاب وي تهييج شده، به مبارزه روي آورده بودند، به علت عدم فهم و درك معارف اسلامي در ابعاد مختلف اجتماعي، طبقاتي، عدالتخواهي و ظلم‌ستيزي و مديريت اقتصادي سياسي در مقابل تبليغات دشمن با مضاميني مثل اسلام با واقعيت‌هاي جديد منطبق نيست و اسلام در مبارزه با سرمايه‌داري نارساست و بايد براي سازماندهي طبقه كارگر، اسلام را كنار گذاشت، چون مذهب، تكامل تاريخي ديالكتيكي و مبارزه طبقاتي را قبول ندارد؛ دچار خود كم بيني و عقده حقارت شده، از درون فرو ريختند.

منبع : روزنامه كيهان   شماره 20722  چهار شنبه 7 اسفند 1392- صفحه6
 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
بيشتر
نسخه قابل چاپ