شعر
1396/11/5 پنجشنبه
زمان اینجا پر است از خاطرات تلخ عاشق‌ها

به نام بزرگ‌خدای خالق

ماه بهمن پاورچین پاورچین از راه رسیده و خرمنی از خاطرات خود را در بقچه‌ای پیچیده و آرام آرام مشغول باز کردن آن است، خاطراتی تلخ و شیرین، که البته در این میان کمیته مشترک ضد خرابکاری که حالا موزه عبرت ایران شده بی‌نصیب از این خاطرات نیست.
تا اونجایی که دوست عزیزم محمد بختیاری، شاعر خوب و ارجمند را هم دست به قلم کرده تا مثنوی کوتاهی از شیرمردهای مبارز به تصویر بکشد. محمد عزیزم دست مریزاد.

با درود و دعا


زمان اینجا پر است از خاطرات تلخ عاشق‌ها
زمین فرش است با گلبرگ خونین شقایق‌ها

صدای هر قدم انگار با صد آه می‌آید
کنار هر کسی یاد شهیدی راه می‌آید

غم دیروز عبرتگاه در امروز می‌پیچد
میان راهروها ناله‌ای جانسوز می‌پیچد

دل هر آجری شاید به یاد دختری باشد
در اینجا کنج هر سلول شاید مادری باشد

هنوز از نرده‌ها رد می‌شود رویای آزادی
در اینجا می‌رسد هر قطره تا دریای آزادی

در آن ظلمت‌سرا گم شد نشان ایل کافرها
زمستان شد اسیر مهر این خورشید باورها

پس از آن روسیاهی ماند بر رویای خفاشان
که با خورشید اینجا نیست دیگر جای خفاشان

کنون ما مانده‌ایم و دِین این مردان آزادی
بنا کردند در تاریخ ما ایران آزادی

تمامی حقوق برای موزه عبرت ایران محفوظ می باشد .

www.ebratmuseum.ir