ساواک
1392/4/19 چهارشنبه
گفتند همه بايد شليك كنند
بهمن نادري پور (تهراني)

بهمن نادري پور (تهراني) «از بازجويان معروف ساواك»:

او گفت به دستور ثابتي، عطارپور و ديگر بازجوهاي ساواك، ابتدا در رستوران آمريكايي‌ها به دور هم جمع شدند. در اين جلسه دستور ثابتي براي اعدام نُه تن اعلام شد.

.... به دنبال ميني‌بوس حامل زندانيان از طريق جاده خاكي كه از وسط اوين مي‌گذرد و به بالاي ارتفاعات بازداشتگاه اوين مي‌رود، رفتيم. سرهنگ وزيري سربازي را كه در آنجا پاسداري مي‌داد مرخص كرد و با بي‌سيم گفت هيچ كس اجازه ندارد تا وقتي كه من نگفته‌ام به اين بالا بيايد. ما در بالاترين نقطه ارتفاعات بوديم و هيچ كس بر آن منطقه مسلط نبود. زندانيان را از ميني‌بوس پياده كردند و همه را به رديف روي زمين نشاندند در حالي كه دستها و چشمانشان بسته بود. سپس رضا عطارپور معروف به دكتر حسين‌زاده فاتحانه پا پيش گذاشته و گفت ما شما را كه از رهبران و گردانندگان و تغذيه كننده فكري آنان ]گروههاي انقلابي[ هستيد و با آنها ارتباط داريد محكوم به اعدام كرده و مي‌خواهيم حكم را در باره شما اجراكنيم و مطالبي از اين قبيل. چند نفر ]زندانيان[ به اين عمل اعتراض كردند. نمي‌دانم چه حرفهايي بين آنها و عطار پور رد و بدل شد و اولين كسي كه رگبار مسلسل را بر آن‌ها بست سرهنگ وزيري بود يا عطارپور و از آنجائي كه گفتند همه بايد شليك كنند تا بعداً كسي مدعي نشود، خودم هم فكر مي‌كنم نفر پنجم يا چهارم بودم كه چند تير شليك كردم. در پايان كار سعدي جليل اصفهاني با مسلسلي كه خود او يا سرهنگ وزيري آورده بود بالاي سر آن شهداي به خون خفته راه حق و آزادي رفت و به هر كدام كه نيمه جاني داشتند تير خلاص زد. بعداً جنازه اين شهدا را همه با هم به داخل ميني‌بوس گذاشته و اجساد را بعداً حسيني و رسولي به بيمارستان 501 ارتش تحويل دادند. ضمناً چشم‌بندها و پارچه‌هاي خون آلود به وسيله من و رسولي و به دستور عطار پور سوزانده شده.

كل اين عمليات ننگين شايد نيمساعت هم طول نكشيد.

تمامی حقوق برای موزه عبرت ایران محفوظ می باشد .

www.ebratmuseum.ir