ساواک
1392/10/1 يكشنبه
پرويز ثابتي از مردم زمين، پول و فرش مي‌خواست.
جعفرقلي صدري

 در پي دستور محمدرضا شاه، كميته مشترك ضد خرابكاري (ساواك - شهرباني) در تاريخ چهارم بهمن ماه 1350 تأسيس گرديدكه در اين كميته در واقع شهرباني نقش «اداره ويژه» اسكاتلند‌يارد را ايفا مي‌كرد و ساواك نقش «ام. آي. 5» را داشت. كميته مشترك در محل اداره اطلاعات شهرباني تشكيل ‌شد و بعدها در شهرستان‌ها نيز شعبه‌هايي كه تحت نظر مركز فعاليت مي‌نمودند، راه‌اندازي گرديد. كميته مشترك با 375پست سازماني كه 111 پست آن متعلق به ساواك و 264 پست ديگر به شهرباني اختصاص ‌يافت، فعاليت خود را آغاز مي‌نمايد. اولين رئيس كميته مشترك سپهبد جعفرقلي صدري رئيس شهرباني وقت و رئيس ستاد آن پرويز ثابتي از مقامات ساواك تعيين مي‌گردد و نمايندگاني از ارتش و ژاندارمري به منظور هماهنگي در اين تركيب قرار مي‌گيرند.


در اين تشكيلات قدرت در اختيار شهرباني قرارداشت و شهرباني با تهيه بولتن‌هاي ويژه‌ و ارسال آن براي شاه، سعي مي‌نمود نقش خود را اصلي و پررنگ نشان دهد. اين موضوع براي ساواك كه مي‌خواست سركوبگر مطلق باشد، چندان خوشايند نبود. لذا عليرغم انحلال كميته‌هاي ساواك، اين سازمان به وسيله محمدحسن ناصري (عضدي)، ناصر نوذري (رسولي)،  رضا عطارپور مجرد (حسين‌زاده)، بهمن فرنژاد (دكتر جوان) و با به كارگيري تعدادي از كارمندان ساواك تهران در سال 1351 مجدداً كميته اوين را فعال نموده و رأساً نسبت به دستگيري، بازجويي و شكنجه مبارزين اقدام مي‌نمايد. وي اطلاعات جمع‌آوري شده خود را در اختيار كميته مشترك نمي‌گذارد و همين موضوع، موجب كمرنگ شدن نقش اين كميته و به دنبال آن  بوجود آمدن اختلاف بين شهرباني و ساواك مي‌شود كه در نتيجه  مقدمات لازم براي در اختيار گرفتن قدرت كامل در كميته مشترك توسط ساواك فراهم مي‌آيد.

 

جعفرقلي صدري در اعترافات خود مي‌گويد:

پس از چند روز مأموري جلوي كلانتري قلهك كشته شد و سپهبد فرسيو را ترور كردند و در همين زمان، واقعه سياهكل اتفاق افتاد. ساواك و ژاندارمري رفتند و آنها را كشتند و بازماندگان گروه سياهكل متواري شدند. اين گروه در تهران شروع به سرقت از بانك‌ها و تخريب كردند. شاه ما را احضار كرد. مقام امنيتي در حضور شاه گفت : ما به تنهايي نمي‌توانيم كاري بكنيم. در اين شورا كه تشكيل شده بود، ازهاري، اويسي، بنده و پاليزبان شركت داشتيم. پس از مدتي مذاكره، تصميم گرفته شد يك اجتماع سازمان نظامي تشكيل شود. ثابتي از طرف ساواك، سپهبد جعفري از طرف شهرباني و سپهبد محققي از طرف ژاندارمري، اعضاي اين تشكيلات شدند.

       سرلشكر فرزانه كه در آن زمان رئيس آگاهي بود، رئيس اطلاعات شهرباني شد. شاه گفت كه بايد اين اجتماع تشكيل شود و شما هر كس را كه گرفتيد بايد تحويل ساواك بدهيد. ولي آقاي ثابتي هر كس را مي‌گرفت خودش به تنهايي عمل مي‌كرد. من ناراحت شدم و با او همكاري نكردم و گفتم كه ساواك شش هزار عضو فقط در تهران دارد، خودش به تنهايي عمل كند. شبي در چهار نقطه تهران بمب‌گذاري شد. فردا هويدا تلفن كرد كه بايد بياييد جلسه. فردوست و هدايتي هم آنجا بودند. جلسه تشكيل شد و هويدا گفت، كه شاه از اين بابت ناراحت است، شما چرا همكاري نمي‌كنيد. ما مي‌دانستيم كه بمب‌ها را ساواك منفجر مي‌كند تا وانمود نمايد كه در شهر خرابكاري مي‌شود و بايد همه نيروهاي انتظامي با ساواك همكاري كنند. شخصي به نام جهان شب ژرفي كه بمب ساز ساواك بود و بمب‌ها را مي‌ساخت، خود در حادثه بمب‌گذاري كشته شد و اين واقعيت را كه ساواك عامل بمب‌گذاري بود، ثابت مي‌كند. من حاضر شدم دو افسر و 30 پاسبان در اختيار كميته بگذارم و همين كار را هم كردم، اما باز متوجه شديم كه ثابتي به تنهايي عمل مي‌كند و خودش با افرادش به خانه‌‌اي در نيروي هوايي حمله كرده و چند نفر را كشته و دستگير كرده، ما ناچار تصميم گرفتيم از كار‌هاي او و مكالمات تلفني‌اش اطلاعاتي حاصل كنيم.

      
من سرهنگ مخفي، افسر اطلاعاتي را احضار كردم و به كمك تلفن‌چي شهرباني، از داخل ديوار سيمي به تلفن ثابتي كشيديم و از مكالماتش نوار برداشتيم. در آن نوار ثابتي از مردم زمين و پول و فرش مي‌خواست. من آن نوار را پياده كردم و به شاه دادم. شاه وقتي ماجرا را فهميد، گفت :او چقدر طمع دارد. نوار را به فردوست داد و گفت : تذكراتي به ساواك داده شود. ما ديگر نفهميديم كه فردوست تذكر داد يا نه؟

 

منبع : كتاب شكنجه گران مي گويند
نويسنده : قاسم حسن پور

تمامی حقوق برای موزه عبرت ایران محفوظ می باشد .

www.ebratmuseum.ir